روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

روستای صرفه از توابع دهستان گروه/احمداباد بخش راین استان کرمان

روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

روستای صرفه از توابع دهستان گروه/احمداباد بخش راین استان کرمان

روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

از بین شاخ و برگ گردوها؛ ماه و نورافشانی اش تصویری زیبا برای شکار خلق کرده؛ دوربین گوشی اما این صحنه ی زیبا را هم چون سیاهی محض و نقطه ای سفید در ان نشان می دهد و گویی احساس ندارد.
و فقط خاطره‌هاست، که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جای می‌مانند.

آخرین مطالب

۹ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

۰ نظر ۱۸ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۴۷
نوشته شده توسط : سید

ما درین وحشت سرا آتش عنان افتاده‌ایم

عکس خورشیدیم در آب روان افتاده‌ایم

ناامید از جذبهٔ خورشید تابان نیستیم

گر چه چون پرتو به خاک از آسمان افتاده‌ایم

رفته است از دست ما بیرون عنان اختیار

در رکاب باد چون برگ خزان افتاده‌ایم...


۱ نظر ۱۰ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۵۹
نوشته شده توسط : سید

تا درون خویش را نسازی آبادی های بیرون افسانه است...


۳ نظر ۰۷ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۴۵
نوشته شده توسط : سید



دیشب از بام جنون دیوانه ای افتاد و مرد
پیش چشم شمع ها پروانه ای افتاد و مرد

از لطافت یاد تو چون صبح گل ها خیس بود
شبنمی از پشت بام خانه ای افتاد و مرد...


۰ نظر ۰۶ خرداد ۹۴ ، ۰۱:۳۴
نوشته شده توسط : سید

خداوندا...

در این برهوت عاطفه،هر که را تتمه دلی برای مهر ورزیدن هست گرامی بدار و سرش را به سنگ جفا آشنا مکن...

۰ نظر ۰۵ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۲۹
نوشته شده توسط : سید

گرچه آب رفته باز آید به رود
ماهی بیچاره اما مرده بود.....

 هرچه جلوتر می رفتیم، مسیر خلوت تر و راهها صعب العبورتر می شد. جاده ای باریک و پر پیچ و خم...

 تا چشم کار می کرد، سکوت بود و افسوس و بی خبری....


۰ نظر ۰۱ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۴
نوشته شده توسط : سید

نباشم گر در این محفل ، چه غم ، دیوانه ای کمتر

خوش آن روزی ز خاطر ها روم ، افسانه ای کمتر

بگو برق بلاخیزی بسوزد خرمن عمرم

بگرد شمع هستی ، بی خبر پروانه ای کمتر

تو ای تیر قضا ، صیدی ز من بهتر کجا جویی

به کنج این قفس مرغ ِ نچیده دانه ای کمتر



۰ نظر ۰۱ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۰۵
نوشته شده توسط : سید
گرچه سرشار گناهیم و سرا پا اندوه
رسم تدبیر ندانسته شکایت کردیم
ما که تصویر شبی در نگه تردیدیم
از چه از خویش چنین ترک اصالت کردیم...



۳ نظر ۰۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۳
نوشته شده توسط : سید

من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد


نوبت خاموشی من سهل و آسان میرسد...


نمایی زیبا از چشمه ی روستای صرفه:

۰ نظر ۰۱ خرداد ۹۴ ، ۰۱:۲۱
نوشته شده توسط : سید