روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

روستای صرفه از توابع دهستان گروه/احمداباد بخش راین استان کرمان

روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

روستای صرفه از توابع دهستان گروه/احمداباد بخش راین استان کرمان

روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

از بین شاخ و برگ گردوها؛ ماه و نورافشانی اش تصویری زیبا برای شکار خلق کرده؛ دوربین گوشی اما این صحنه ی زیبا را هم چون سیاهی محض و نقطه ای سفید در ان نشان می دهد و گویی احساس ندارد.
و فقط خاطره‌هاست، که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جای می‌مانند.

آخرین مطالب

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روستای گروه احمد اباد» ثبت شده است

همیشه دیر می‌فهمیم !


وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد ...


یک لحظه آفتاب در هوای سرد غنیمت می‌شود


خدا در مواقع سختی‌ها تنها پناه می‌شود

۰ نظر ۱۳ تیر ۹۵ ، ۱۳:۰۲
نوشته شده توسط : سید

آه ای ابدیت محزون قرن ها سکوت بی ثمر، ای کوچه های خاگ گرفته ی خاطرات تلخ، ای زمان از دست رفته ی سرگشته در کویر، آسمان تاریک می شود در پایان امید. تو حتی نمی دانی چرا صدایت این همه می پیچد در دشت درون و هیچ کلامی بر زبان هستی جاری نمی شود. پرنده ای زمزمه می کند و می گرید. گریستنی بر میله های قفس و جاری می شود در تنهایی محزون قرن ها سکوت...
۱ نظر ۲۶ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۵۱
نوشته شده توسط : سید


من اینجا بس دلم تنگ است ...
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟
۱ نظر ۰۳ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۵۱
نوشته شده توسط : سید

نباشم گر در این محفل ، چه غم ، دیوانه ای کمتر

خوش آن روزی ز خاطر ها روم ، افسانه ای کمتر

بگو برق بلاخیزی بسوزد خرمن عمرم

بگرد شمع هستی ، بی خبر پروانه ای کمتر

تو ای تیر قضا ، صیدی ز من بهتر کجا جویی

به کنج این قفس مرغ ِ نچیده دانه ای کمتر



۰ نظر ۰۱ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۰۵
نوشته شده توسط : سید
گرچه سرشار گناهیم و سرا پا اندوه
رسم تدبیر ندانسته شکایت کردیم
ما که تصویر شبی در نگه تردیدیم
از چه از خویش چنین ترک اصالت کردیم...



۳ نظر ۰۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۳
نوشته شده توسط : سید

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست
گم گشته دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست



۰ نظر ۲۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۵:۴۶
نوشته شده توسط : سید
یک عمر مردم
سر و صدا کردند
و دیوار ها ساکت بودند
یک روز دیوار ها غریدند
ومردم برای همیشه سکوت کردند...



۰ نظر ۰۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۰:۴۶
نوشته شده توسط : سید

بیابان را، سراسر، مه گرفته است .

چراغ قریه پنهان است

موجی گرم در خون بیابان است

بیابان ، خسته

      لب بسته

          نفس بشکسته

           

بیابان را سراسر مه گرفته ست . ( می گوید به خود، عابر)

سگان قریه خاموشند...

۰ نظر ۲۷ فروردين ۹۴ ، ۰۲:۱۵
نوشته شده توسط : سید



ارسال شده توسط : سید هادی سادات حسینی گروه

۲ نظر ۲۸ بهمن ۹۳ ، ۲۲:۰۷
نوشته شده توسط : سید

مجموعه تصاویری از روستای زیبای گروه (احمد اباد) در ادامه مطلب :




۲ نظر ۲۳ بهمن ۹۳ ، ۱۲:۳۴
نوشته شده توسط : سید