روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

روستای صرفه از توابع دهستان گروه/احمداباد بخش راین استان کرمان

روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

روستای صرفه از توابع دهستان گروه/احمداباد بخش راین استان کرمان

روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

از بین شاخ و برگ گردوها؛ ماه و نورافشانی اش تصویری زیبا برای شکار خلق کرده؛ دوربین گوشی اما این صحنه ی زیبا را هم چون سیاهی محض و نقطه ای سفید در ان نشان می دهد و گویی احساس ندارد.
و فقط خاطره‌هاست، که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جای می‌مانند.

آخرین مطالب

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خرابه های روستای صرفه» ثبت شده است

خرابه میل ابادی نداره

دلی که غم گرفت شادی نداره

همون طفلی که نو اید به دنیا

زدست غم هم ازادی نداره...



۰ نظر ۰۸ تیر ۹۴ ، ۱۱:۳۲
نوشته شده توسط : سید

حال آرام بر لابه لای سنگ هایی که روی خاک دراز کشیده وهر سنگی پر از

درد های آدم هایی است که  اینک در زیر خاک مدفون شده اند.قدم بگذاریم...

وکنارشان چند دقیقه  تحمل کنیم!هر سنگی شرح حالی دارد .

داستانها وخاطراتی دارند که به همراه خود درزیر خاک پنهان کرده اند.دردودل هایی که هیچ وقت گفته نشد.وهزاران دردو حسرت وافسوس ...

 

۰ نظر ۱۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۴:۴۲
نوشته شده توسط : سید



کسی با قصه من آشنا نیست


در این عالم ندارم همزبانی


به صد اندوه می نالم - روا نیست

 

شبم طی شد کسی بر در نکوبید


به بالینم چراغی کس نیفروخت


نیامد ماهتابم بر لب بام


دلم از این همه بیگانگی سوخت



۰ نظر ۱۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۱۵
نوشته شده توسط : سید
یک عمر مردم
سر و صدا کردند
و دیوار ها ساکت بودند
یک روز دیوار ها غریدند
ومردم برای همیشه سکوت کردند...



۰ نظر ۰۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۰:۴۶
نوشته شده توسط : سید

یادمان باشد

آدمها،به همان خونسردی که آمده اند ، چمدانشان را می بندند و ناپدید می شوند...

یکی در مه،یکی در غبار،یکی در باران،یکی در باد

 و بی رحم ترینشان

در برف....

 آنچه به جا می ماند

رد پایی است

و خاطره ای...


 

۰ نظر ۰۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۱۸
نوشته شده توسط : سید

در این سرای بی کسی ،کسی به در نمی زند

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند

کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار

دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

گذر گهیست پر ستم که اندر او به غیر غم

یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند...


۰ نظر ۱۷ فروردين ۹۴ ، ۲۰:۵۳
نوشته شده توسط : سید

 هر زمان می بینی
 باغ آفت زده ی شعر کسی بی برگ است
 حمد و توحید بخوان!
 اتفاقی که قرار است بیفتد مرگ است.




۰ نظر ۱۲ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۲۱
نوشته شده توسط : سید