روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

روستای صرفه از توابع دهستان گروه/احمداباد بخش راین استان کرمان

روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

روستای صرفه از توابع دهستان گروه/احمداباد بخش راین استان کرمان

روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

از بین شاخ و برگ گردوها؛ ماه و نورافشانی اش تصویری زیبا برای شکار خلق کرده؛ دوربین گوشی اما این صحنه ی زیبا را هم چون سیاهی محض و نقطه ای سفید در ان نشان می دهد و گویی احساس ندارد.
و فقط خاطره‌هاست، که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جای می‌مانند.

آخرین مطالب

۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است


سرگشته ای در کویر پرسش هایی سوزان و خواهش هایی از جنس اندوه و دلی سرد با روزگاران

چشم هایم در همان ابتدا به پایان دوخته بود. من خویشاوند غروبم. نشسته ام و آتش بازی سرنوشت را تماشا می کنم. این جا گل هایی هست که می شکفد و لبخندی بر لبان تشنه ای می نشاند. این جا چشمه ای هست که می توان جامی از آن برگرفت و خاطرات قرن ها آوارگی را به فراموشی سپرد. این جا خورشید با ساکنانش سخن می گوید و آسمان گاهی بر آنان می گرید.

 

من خویشاوند زمین ام و  همسایه ی رازی سنگین بر سینه ی کودکی که داغی بزرگ بر پیشانی اش نهاده است. من اکنون رسیده ام به آخرین ستاره ای که در دور دست هایی خوفناک می درخشید و مرا صدا می کرد. چون کودکان در انتظار هیچ نشسته ام و گاهی سرم را میان دستان سرنوشت می گذارم. من اکنون رسیده ام به خویش. این همه راه را در پی ردپایی گذرانده ام و اینک دوباره به آغاز رسیده ام. رد پایی آشنا. من پا بر  جای پای خویش می نهاده ام و خود خبر نداشته ام. این جا در خلوت تاریخ و سکوت جغرافیا، ایمان مجروحم را بر دوش می کشم. 

 

۱ نظر ۲۸ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۰۸
نوشته شده توسط : سید

...و من که رهگذری در صدای بارانم

هنوز فرق تو را با خودم نمی دانم

 

تو هفت چلچله کوچی ،بهار تازه ئ من

من  شکسته، اسیر چهل زمستانم

 

 


هنوز برق به صرفه نیامده بود...

شب که می شد دو سه نفری از خانه میزدند بیرون، با ترس و لرز

همه جا تاریک بود و جز نور ماه دیده نمی شد؛ چون مدت زیادی نبود گوشی های موبایل مد شده بودند از بین دو سه نفر یکی شان گوشی داشت و با نور همان جلوی پایشان را می پاییدند.

هدفشان رسیدن به زمینی بود که سید سیب زمینی در ان کاشته بود،دور و بر زمین چوب و کنده و حلب و شنک دیده می شد و وسط زمین چوبی با لباسی برتن که هنگام باد به خود می جنبید و در تاریکی شبیه ادمیزاد می شد.

۱ نظر ۱۳ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۰۳
نوشته شده توسط : سید

از سالیان دراز کرفس کوهی به علت اثرات ضد درد، ضد التهاب، آرام‌بخش و ضد سرفه مورد استفاده بوده است. همچنین این گیاه دارای اثرات ضد ویروس، ضد دیابت، ضد سرطان بوده و آن را به عنوان عامل پیشگیری کننده از زخم معده مطرح می‌کنند.
در حالت طبیعی به علت وجود اسانس و بوی تند، دام‎ها در حالت تر از آن استفاده نمی‎کنند
در بعضی مناطق کشور دامپروران بعد از خشک شدن آن را برداشت و در خانه انبار می‎کنند و در زمستان به مصرف دام‎ها می‎رسانند که البته این مورد در منطقه ی ما کاربرد ندارد.

۰ نظر ۰۶ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۳۷
نوشته شده توسط : سید

نرفته از یادم !             

زمین با تپش برگهای تو جان می یافت

اینجا

 به رشد کلمات تیشه می زنند

 

اما

روز با نور و

آسمان با سایه

تکرار می شود .

نرفته از یادم !

 

تنها می شوم گاهی

می رسم به لحظه های بی کسی

شب

می کشد تو را در قاب

مهر ،می دمد با صبح

پنجره ،یک فریاد

شعله، صداقت شمعدانی

می تراود در من

۰ نظر ۰۱ بهمن ۹۴ ، ۰۵:۱۹
نوشته شده توسط : سید