تعدادی از کلمات، جملات و اصطلاحات محلی روستای صرفه و روستاهای اطراف که فی الذاته برای کار دیگری جمع اوری شد؛ ولی گذاشتن انها در این وبلاگ و انتشار انها
خالی از لطف نخواهد بود.
تعدادی از کلمات، جملات و اصطلاحات محلی روستای صرفه و روستاهای اطراف که فی الذاته برای کار دیگری جمع اوری شد؛ ولی گذاشتن انها در این وبلاگ و انتشار انها
خالی از لطف نخواهد بود.
همیشه برای “ماندن ” دلیل هست …
و برای “رفتن” بهانه.
همیشه برای “خواستن” نیاز هست …
و برای “رد کردن”، مصلحت.
همیشه برای “داشتن” فضا هست …
و برای “نداشتن” تقصیر.
این که سوار بر کدام کوپه این قطار شوی،
به پای ماندن و دست خواستن و عشق داشتنت، بر می گردد
اگر داری که بسم الله …
اگر نه، جهان پر است از “بهانه” و “مصلحت” و “تقصیر” بی صاحب ...
همیشه دیر میفهمیم !
وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد ...
یک لحظه آفتاب در هوای سرد غنیمت میشود
خدا در مواقع سختیها تنها پناه میشود
کاش دلتنگی نیز نامِ کوچکی میداشت
تا به جانش میخواندی ؛
نامِ کوچکی تا به مهر آوازش میدادی،
همچون مرگ که نامِ کوچکِ زندگیست
و بر سکّوبِ وداعاش به زبان میآوری ،
هنگامی که قطاربان آخرین سوتش را بدمد
و فانوسِ سبز به تکان درآید......
نامی به کوتاهیِ آهی
که در غوغای آهنگینِ غلتیدنِ سنگینِ پولاد بر پولاد
به لبجُنبهیی بَدَل میشود ؛
به کلامی گفته و ناشنیده انگاشته
یا ناگفتهیی شنیده پنداشته...