

تصاویری از سد خاتم الانبیاء و سد گشیگان که با احداث هر یک از این سدها در روستاهای گشیگان و باب طاهونه ( چهل محراب ؛ کم سرخ ، بید شیرین ) این روستاها از اب و ابادانی بیشتری برخوردار شدند.
غرق در اوهام خویشم و بی آن که سرم را برگردانم آرام به نجوایی گوش می دهم که هزاران سال قبل در جایی از این هستی پیچیده است.در انتهای برهوت، امواج درخشان سراب، دهان خشکیده و جان تشنه ی مرا سیراب می کند. سیراب می شوم از سراب توهم و تخیلی دردناک که در جان من ریخته است. کاش نفس های به شماره افتاده را نقاشی می کردم و تابلویش را بر دیوارهای خیال آویزان می کردم تا رهگذران دریابند کجای این برهوت گام نهاده اند. در بالا و پایین آمدن اقیانوس و موج هایش چه نهفته است که یک آن باز نمی ایستد؟ این همه فراز و این همه فرود و این همه رنج را چه معنایی است؟
آه از خیال زخمی من.
زارچ یا همان زرشک کوهی اواخر تابستان و اوایل پاییز به ثمر می نشیند و خارهای ضخیم و سختی دارد.
تصاویر و مطالب بیشتر در ادامه مطلب:
من دردهایم را در گوش برهوت زمزمه می کنم. در بیابانی که صدای زوزه ی باد خواب درختان را آشفته می کند. این جا خارهایی هست که پای احساسم را مجروح می کنند. من هم مثل تو رنج می کشم. من رنج تو را دارم. من حتی نمی خواهم بدانی آشفته ام. اشکم را برای تو در همین جا در برهوت، پای خارهایی سخت می ریزم شاید روزی گل دهند. فقط می ماند که تو بتوانی از این گذرگاه دردناک گذر کنی. بتوانی قایق ات را در سیل ویرانگر نجات دهی. تو هم مثل همه ی دیگران، صلیب رنج هایت را خودت بر دوش می کشی. تنها. و انسان این گونه است.
یادمــــان باشد :
اول نمــاز حســین، بعد عــزای حسین
اول شعــور حسـینـی، بعد شــور حسینی
محــرم و صفــر زمان بالیــدن است نه فقـط نــالیــدن
بســاطش آمــوزه است نه مــوزه
تمــرین خــوب نگـریســتن است نه فقــط خــوب گـریســتن
نمـاد شعــور مذهــب است نه فقـط شــور مذهــب
دیدم عده ای مرده ی متحرک را که بر یک زنده ی همیشه جاوید عزاداری می کنند .
السلام علیک یا ابا عبدالله
مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی امسال باشکوه تر از همیشه و طبق رسم همیشگی برگزار شد.
هیئت باب طاهونه (سید ها) صبح تاسوعا از مسجد باب طاهونه به سمت روستای احمداباد و گروه حرکت می کند و در این مسیر افراد زیادی به این سینه و زنجیرزنان اضافه می شوند.