روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

روستای صرفه از توابع دهستان گروه/احمداباد بخش راین استان کرمان

روستای صرفه/ابادی از یاد رفته....

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روستای سرفه» ثبت شده است


سرگشته ای در کویر پرسش هایی سوزان و خواهش هایی از جنس اندوه و دلی سرد با روزگاران

چشم هایم در همان ابتدا به پایان دوخته بود. من خویشاوند غروبم. نشسته ام و آتش بازی سرنوشت را تماشا می کنم. این جا گل هایی هست که می شکفد و لبخندی بر لبان تشنه ای می نشاند. این جا چشمه ای هست که می توان جامی از آن برگرفت و خاطرات قرن ها آوارگی را به فراموشی سپرد. این جا خورشید با ساکنانش سخن می گوید و آسمان گاهی بر آنان می گرید.

 

من خویشاوند زمین ام و  همسایه ی رازی سنگین بر سینه ی کودکی که داغی بزرگ بر پیشانی اش نهاده است. من اکنون رسیده ام به آخرین ستاره ای که در دور دست هایی خوفناک می درخشید و مرا صدا می کرد. چون کودکان در انتظار هیچ نشسته ام و گاهی سرم را میان دستان سرنوشت می گذارم. من اکنون رسیده ام به خویش. این همه راه را در پی ردپایی گذرانده ام و اینک دوباره به آغاز رسیده ام. رد پایی آشنا. من پا بر  جای پای خویش می نهاده ام و خود خبر نداشته ام. این جا در خلوت تاریخ و سکوت جغرافیا، ایمان مجروحم را بر دوش می کشم. 

 

۱ نظر ۲۸ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۰۸
نوشته شده توسط : سید


                خفتگان را گر سبکباری خوش است
                                                 شبروان را رنج بیداری خوش است


              در چنین شب های بی فریاد رس
                                                روز خوش در خواب باید دید و بس



۰ نظر ۱۳ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۳۶
نوشته شده توسط : سید


ّبرای دیدن ادامه عکس ها به ادامه مطلب بروید:

۱ نظر ۰۶ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۱۴
نوشته شده توسط : سید